تبليغاتX
ستاره’ سهیل


ستاره’ سهیل

به ياد آرزوهايي که ميميرند سکوتي ميکنم سنگين تر از فرياد ...!

این مایه افتخار و خوش اقبالیست

عرش، از تب و تاب رنگ قرمز خالیست

آبی ست تمام آسمان ای گل من ...

شاید که خدای ما هم استقلالیست


نوشته شده در 88/02/10ساعت 8:44 بعد از ظهر توسط ثنا|

نوشته شده در 88/01/08ساعت 12:25 بعد از ظهر توسط ثنا| |

 

 

من تمنا كردم

كه تو با من باشي

تو بمن گفتي

- هرگز، هرگز

پاسخي سخت و درشت

و مرا اين غصه اين

"هرگز"

كشت.

 

 

کارت پستال

 

 

آن روز با "تو" بودم

امروز بي توام

آن روز كه با "تو" بودم

- بي تو بودم

امروز كه بي توام

- با توام...!

 

 

کارت پستال

 

 

كسي با سكوتش،

مرا تا بيابان بي انتهاي جنون برد

كسي با نگاهش،

مرا تا درندشت درياي خون برد

مرا باز گردان

مرا اي به پايان رسانيده

- آغاز گردان !

 

************

                                                        

                                   (حميد مصدق)

                                                                            

نوشته شده در 87/12/07ساعت 6:39 بعد از ظهر توسط ثنا| |

 

محرم آمد...

ماه یادمان شهدای کربلا ،

 ماه یادمان لب های تشنه ،

یادمان القمه و عباس و آه و عطش ،

ماه سوختن خیمه ها در آتش ،

 ماه غربت کاروان کوچک احساس ،

ماه درخون غلطیدن عباس ،

ماه نیم روز عاشورا،

دهمین روز ماه محرم،

میدان تاخت و تازاسبان وحشی وحشیان بر اندام گل های عشق ،

گودال قتلگاه وخورشید تابان ،

نیم نگاه زینب به گودال و خیمه ها،

 اضطراب کودکان و هیاهوی وحشیان ،

 وبه آتش کشیدن خیمه ها،

افتادن سرها بر زمین وتبلور نور ایمان در وسعت نینوا،

 وسرانجام کاروان اسیران،

وحرکت تا شام،

 کوچه پس کوچه های شهرو دیار و سرهای قاری بر نوک نیزه ها،

تلاوت قرآن ،

هلهله وحشیان وگریه های بیصدای کودکان ،

 وسرانجام شام ،

 وزینب و خطبه های آتشین ولرزه انداختن بر اندام ناکسان ،

وزینب و غربت ،

یک آسمان درد و اندوه و حسرت ،

بی برادر شدن ،

تنها شدن،

 داغدار و عزادار،

وزینب و خدای زینب............!!

نوشته شده در 87/10/17ساعت 2:13 بعد از ظهر توسط ثنا| |

 

دگرم ارزوی عشقی نیست...

بیدلان را چه ارزو باشد....

دل اگر بود باز می نالید...

که هنوز هم نظر بر او باشد.....!!

سلام...

امروز بعد از کلی کلنجار با خودم بلاخره تصمیم گرفتم که بنویسم.....

امتحانات نزدیک و من هنوز چیزی نخوندم...!!!

می دونید من امروزا حال و روز خوبی دارم....

دیگه به اون کسی فکر نمیکنم که با احساساتم بازی کرد و رفت....دیگه قوی شدم...

(شایدم به قول یه دوست (( alex )) پوست کلفت شدم...)

اما هرجور هستم .... خوشحالم که دیگه یاد ستاره سهیلم نمی تونه ازارم بده...

خوشحالم .....!!!

از تمام مهربونایی که واسم دعا کردن ممنونم...!!!

دیگه با خنده می تونم بگم....زندگی....."سر به سرم گذاشته"....."کلاه سرم گذاشته"...!!

 

 کارت پستال

 خودمونیم ها زندگی چقدر عجیب ها....!!!!

....گاهی وقتا٬وقتی فکر میکنیم که تو بازیه زندگی به اخر خط رسیدیم....

یهو میشنویم که سوت اغاز یه بازیه جدید رو زدن و ما ناخواسته وارد این بازیه جدید شدیم....!!

روزگار منم یه همچین حال و روزی داره و من دوباره تو دوی استقامت زندگی شرکت کننده ام...

باید دوید....می خوام این دفعه برنده این بازی باشم....به هر قیمتی.....از شکست خسته شدم دیگه....!!!

به قول "شاملو":

از برای تو مفهومی نیست........

                                   نه لحظه ایی!

      پروانه ایست که بال می زند٬

            یا رودخانه ایست که در گذر است....!!

هیچ چیز تکرار نمی شود و عمر به پایان می رسد٬

              پروانه بر شکوفه ایی نشست و ....

                                         رود به دریا پیوست...!!!!

نوشته شده در 87/08/04ساعت 11:59 بعد از ظهر توسط ثنا| |

ببنید چه دنیا مسخره است.....

قانون جنگل حکم فرماست.....

یکی میگه دوست دارم.....

یکی میگه دوست ندارم.....

یکی میگه ببخش منو.....

یکی میگه نمی بخشمت.....

یکی میگه تنهام بذار.....

یکی میگه تنهام نذار.....

یکی میگه بدون تو هرگز.....

و یکی میگه با تو هرگز....

اخه چرا؟؟؟

یکی به من بگه چرا؟؟؟

چرا بی وفایی رسم دنیا شده؟؟؟

چرا دل عاشق شکوندن اینقدر اسون شده؟؟؟

چرا وقتی عاشق میشی یا باید دل بشکونی یا دلت میشکنه؟؟؟

چرا فراموش کردن اونکه دلت رو شکونده اینقدر مشکل؟؟؟

چرا ؟؟؟

کسی هست که جواب اینهمه چرا رو بده؟؟؟

 

 

 

کارت پستال

 

 خدا جونم.....تا الان داشتم سعی می کردم با سرنوشت

 بجنگم........منو ببخش....!!!

تازه فهمیدم...........سرنوشتی که تو نوشتی رو من کجا توان تغییر دادنش

رو دارم......منو ببخش.....!!!

 

 

نوشته شده در 87/07/10ساعت 0:41 قبل از ظهر توسط ثنا| |

امشب دلم سبک شده دیگه..... نه اشکی دارم نه دلخوری.....

" دیشب با خدا درد دل کردم"

دیشب یاد این افتادم که هرچی دارم رو خدا بهم داده...

هرچی ندارم رو هم خدا یه روز بهم داده بود و اگه حالا ازم پسشون

 گرفته که من نباید گریه کنم...

مگه نه؟؟؟؟

ستاره سهیلم...گلم:

"عشق تو یه امانت بود"

امانتی که خدا بهم داده بود...منم اون امانت رو دیشب به خدا پس دادم!!

اونم با اضافه کردن عشق خودم بهش...!!

نوشته شده در 87/07/01ساعت 10:12 بعد از ظهر توسط ثنا| |

 

 

"محتاجم به دعاهاتون"

شب قدر نزدیک شده......"محتاجم به دعاهاتون"........

می خوام فراموشش کنم می خوام از یاد ببرمش....

برام دعا کنید که بتونم فراموشش کنم!!

خیلی سخت اما باید بشه...

اون یادش رفته تمام اون روزای خوبی که ما با هم داشتیم...

منم می خوام از یاد ببرم...!!

"محتاجم به دعاهاتون"

می خوام تمام اون گلهای رزیی رو که واسم اورده پرپر کنم...!

می خوام تمام اون خاطرات خوب رو از دلم پاک کنم...!

 می خوام تمام اون اشکهایی که واسش ریختم رو جمع کنم...!

می خوام تمام کنم......!!!

"محتاجم به دعاهاتون""محتاجم به دعاهاتون"

برام دعا کنید....!!!

نوشته شده در 87/06/31ساعت 4:22 بعد از ظهر توسط ثنا| |

به ياد آرزوهايي که ميميرند سکوتي ميکنم سنگين تر از فرياد ...!

 

 

 

اگه تا روز قيامت ...................... داشتنت نباشه قسمت


چشم به راهت مي مونم ................ با دلی پر از صداقت

اگه قلبمو شکستی ......... رفتي و از من گسستی

مهربون يا خودپرستی ............... هرکه هستی هرچه هستی

نه فقط عاشقت هست.......... مرهمی رو قلب خستم

اين تویی که می پرستم ................. سر سپرده تو هستم!!!

زندگی  ....یادت که بهم قول هیچوقت تنهام

نذاری....کجایی که ببینی ....هنوز زندام به امید اون

قولت....!

نوشته شده در 87/06/21ساعت 6:39 بعد از ظهر توسط ثنا| |

 

 میخوام تو این ماه رمضان از خدا یه بار دیگه تو رو بخوام........شاید دلش سوخت و  .....

 

نوشته شده در 87/06/09ساعت 7:52 بعد از ظهر توسط ثنا| |

می گم ....نکنه بعد خوندن مطالبم فکر کنید اون بی وفاست...

نه اون رفت٬ چون لیاقتش بهترین بود نه من....!!!

من تمام تلاشم رو کردم تا واسش بهترین باشم اما نتونستم...!!!

نتونستم فقط همین...!!!

نوشته شده در 87/06/08ساعت 4:41 بعد از ظهر توسط ثنا| |

هنوزم شبها که میخوابم به این امیدم که شاید به خوابم بیای....

هنوزم وقتی میخوام بخوابم یاد اون اخرین شب بخیرتم....

تو خواب و خیالم هنوز فکر اینم که دستاتو ٬ تو دستم بگیرم....

میدونم دلت از سنگ نیست...

میدونم هنوز توش خونه دارم....

میدونم....

 اما بی فایده است چون خونه نیست ویرانست....!!!!

نوشته شده در 87/06/07ساعت 3:10 بعد از ظهر توسط ثنا| |

رفتی اما دلتنگتم...........!!!برگرد خواهش میکنم!!!

نوشته شده در 87/06/06ساعت 3:46 بعد از ظهر توسط ثنا| |

اونی که نباید میشد شد....رفت.....به سادگی ریختن برگها تو پاییز....!!!

حالا دیگه من بدبخترین موجود رو این کره ء خاکئ ام ..........با ینکه رفته....  باینکه تنهام گذاشته....باینکه میگه ازم متنفر......من می پرستمش....تا اخر عمر....!!!

اون واسه من ستارهء سهیل شده....زیبا و دست نیافتنی....!!!

میگن عاشق نشو ....دلت می شکنه....شاید راست میگن....اما من با اینکه همهء وجودم شکسته....هنوز عاشقم....!!!!

بهش گفتم چطور فراموشت کنم.....گفت:یکی دئگه رو پیدا کن...اما چطور بهش بگم که گلم...تو "همتا نداری!!!!!

یادش به خیر...........این تنها چیزیه که واسم مونده....!!!! 

نوشته شده در 87/05/05ساعت 10:39 قبل از ظهر توسط ثنا| |



بــگـذار بگـویـنـد کـه دیـوانـه شد ایـن زن
زد بر سرش از خانه به میخانه شد این زن

بگـذار ببـیننـد کـه مـردانه رهــا شـد
پاشید ز هم بنده ی پیمانه شد این زن

هر جا که دل سوخته دید و تن عریان
دیوار به دیوار همان خانه شد این زن

در خلوت چشمان گره خورده ی یک مرد
از پیله برون آمد و پروانه شد این زن

چـرخیـدبـه دور خـودش و مـاه بـرآمـد
چرخید سرش، یک شبه افسانه شد این زن

نوشیـد شرابـی کــه بـه یکـبـاره زمیـن زد
ویرانـه ی ویرانـه ی ویرانـــه شــد این زن

آنقـــدر که از تـلخـی نـاب دهـن عـشـق
با خویشتن خویش جو بیگانه شد این زن

گر مرگ چنین است ،همین معرکه عشق است
بــگــذار بــگــویــنــد کــه دیــوانـــه شـد ایــن زن.......!!!!!

نوشته شده در 87/05/05ساعت 10:20 قبل از ظهر توسط ثنا| |

فقط....می خوام بگم واسم دعا کنید........!!!!!!

عشقم داره از دستم میره..............!!!!

نوشته شده در 87/03/30ساعت 7:48 بعد از ظهر توسط ثنا| |

 

 سال نو مبارک!!!

 

 

                                            امیدوارم سالی سرشار از شادی و موفقیت داشته باشید....!

 

نوشته شده در 87/01/01ساعت 12:49 بعد از ظهر توسط ثنا| |

در دو چشمش گناه می خندید...

                  بر رخش نور ماه می خندید...

در گذرگاه ان لبان خموش...

                  شعله ایی بی پناه می خندید...

شرمناک و پر از نیازی گنگ...

                   با نگاهی که رنگ مستی داشت...

در دو چشمش نگاه کردم و گفت:

 "باید از عشق حاصلی بر داشت"

سایه ایی روی سایه ای خم شد...

                      در نهانگاه رازپرور شب...

نفسی روی گونه ایی لغزید...

   "بوسه ایی شعله زد میان دو لب...!"

 

نوشته شده در 86/11/28ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط ثنا| |

  

 

یک بوسه بس است از لب سوزان تو یا را

 
تا آب کند این دل یخ بسته ما را
 
من سردم وسردم تو شرر باش وبسوزان
 
من دردم و دردم تو دوا باش خدا را
 
جان را که مه الود وزمستانی وسرد است
 
با گرمترین پرتو خورشید بیا را
 
من برکه ی ارام وتو پوینده نسیمی
 
دریا ب ز من لذ ت تسلیم و رضا را
 
از دیده بر انم همه را جز تو برانم
 
پاکیزه کنم پیش رخت اینه ها را
 
گر دیر واگر زود خوشا عشق که امد
 
امد که کند شاد و دهد شور فضا را
 
هر لحظه که گل بشکفد ان لحظه بها ر است
 
فرزانه نکاهد وخزان ارج و بها را
 
می خواهمت انقدر که اندازه ندانم
 
پیش تو جهان عرصه توان کرد کجا را
 
از باده اگر مستی جاوید مجویی
 
ان با ده منم جا م تنم بر تو گوا رام .....!

 


سلام.....!!

 

میدونی این چیه؟؟؟ خوب نگاهش کن..................

دیدی...؟

 

 

 یه زمانی تو دوران دبیرستان....توی درس ریاضی توی

بخش ماتریکس یه چیزی به اسم ماتریکس بی نهایت

خونده بودیم(البته اگر درست یادم مونده باشه...) این

عکس و..........

 

حالا شاید بهتر بدونی چقدر دوستت دارم!

 

نوشته شده در 86/11/11ساعت 7:47 بعد از ظهر توسط ثنا| |

امروز می خوام برای تو بنویسم.....تا بدونی که....خیلی خیلی دوستت دارم....بیشتر از تمام دنیا....  
 
 
         دوست دارم مثل
           لحظه ي مستي و راستي
       دوست دارم مثل
            عشقي كه از من ميخواستي
                    با تو شاعر با تو عاشق
                          با تو مست دقايقم
                              با تو سبزم با تو شادم
                     با تو هر لحظه عاشقم
                                                 دوست دارم دوست دارم
                           دوست دارم دوست دارم
                       دوست دارم هميشه
                                بمون هميشه عشق من
                         كه زندگي بدون تو نميشه

                        دوست دارم مثل
                            لحظه ي ديدن و اشاره
                              دوست دارم مثل
                                   خواستن بوسه ي دوباره
                               با تو شاعر با تو عاشق
                           با تو مست دقايقم
                   با تو سبزم با تو شادم
                            با تو هر لحظه عاشقم
                                               فرصت همين امروزه
                     واسه به هم رسيدن
                    با تو بودن غنيمت گفتن و گل شنيدن
               با من بساز كه اينجا هوا هواي عشقه
            قلبم تو سينه انگار امروز خداي عشقه
                                      دوست دارم /دوست دارم
                       دوست دارم /دوست دارم
   دوست دارم هميشه بمون هميشه عشق من
                       كه زندگي بدون تو نميشه
                                         دوست دارم/دوست دارم

                     وقتي مياي به ديدنم
               پيرهن آبيت رو بپوش
        زلفاي رنگ شب تو
                ابريشمي به روي دوش
                  مثل روزاي بچگي يه لب هزار تا خنده باش
             فرصتمون غنيمته بيا تو لحظه زنده باش
                با من بساز كه اينجا
                            هوا هواي عشقه
               قلبم تو سينه انگار
           امروز خداي عشقه
                    امروز خداي عشقه
                        دوست دارم /دوست دارم
                                   دوست دارم /دوست دارم

                 بمون هميشه عشق من
                            كه زندگي بدون تو نميشه


                 دوست دارم هميشه
                                                   بدون تو نميشه................!!! 
 
 

امروز يکي چشم خدا رو بسته است.... چشم همه ي فرشته ها را بسته است.... يک کوچه پر از عطر حضور من و تو افسوس که شرم دست ما را بسته است............!!!!!!
 
 
 
 
 

بردن دلش کوه و رو شونم مي ذارم،......... بهش نگيد ديوونه ي چشاش شدم،........ مست همه شيطونياش،....... عاشق خنده هاش شدم،......... اگه بفهمه عاشقم ميره و پيداش نميشه،......... کي مي دونه عاقبت اين دل زارم چي ميشه،....... اگه بگم دوسش دارم قلبشو پنهون مي کنه،..... پيش چشاي عاشقم رقيب و مهمون مي کنه !
نوشته شده در 86/10/23ساعت 11:6 قبل از ظهر توسط ثنا| |


Design By : Night Skin